دل نوشته ها و یادداشت های یک خبرنگار تکلیف گرا |
بالاخره انتخابات مجلس هشتم هم به پایان رسید. اصلا فکرش را نمی کردم مردم اینچنین به اصولگرایان اقبال مجدد نشان دهند و مدعیان اصلاحات را شکست دهند. نمی دانم این بار دوستان اصلاح طلب و اقتدارگرا چه جوابی برای حماسه ۲۴ اسفند دارند و برای این شکست سنگین چه بهانه ای خواهند آورد. بزرگان ستاد اصلاح طلبان اعلام کرده بودند که در همه حوزه ها امکان رقابت دارند و کروبی هم از نحوه برگزاری انتخابات ابراز رضایت کرده بود. مردم هم که آمدند... بگذریم، دیوار حاشا بلند است، بالاخره آقای خاتمی و دوستانش یک توجیهی می کنند. خیلی جالب است که خانم های اصولگرا با سابقه سیاسی کم، بیشتر از بزرگان دوم خردادی همچون مجید انصاری و اسحاق جهانگیری و... رای آوردند. بیچاره عارف یک چیزهایی می دانست که از اینها دل کند و انصراف داد. در رقابت نابرابری که آمریکا و اروپا و انگلیس مهمات سنگر اصلاح طلبان آمریکایی را تامین می کردند، نتیجه آن نشد که بیگانگان می خواستند. این آخر و عاقبت پشت کردن به اندیشه های امام، ارزش های انقلاب و باورها و اعتقادات ملت است. مردم یاران همراه آقای عزیز!!! را ضایع کردند. چرا؟ ...خدا کند که عزیز اصلی در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا شود تا معلوم شود...
در استان هم وضعیت خوب بود. در حوزه انتخابیه بوشهر به عنوان مهمترین حوزه استان یک اصولگرای زیرک به مجلس راه یافت. آقای میگلی نژاد فردی بسیجی و ارزشی و البته پر رمز و راز و چند لایه است. ایشان در انتخابات ریاست جمهوری همراه احمدی نژاد بود و حتی هنگام سفر دکتر به بوشهر در ایام تبلیغات، به پیشواز ایشان در فرودگاه رفت. بسیاری از اصولگرایان بوشهر نیز ایشان را برگزیده بودند. میگلی با تجربه ای که دارد می تواند نماینده موفقی شود. ناگفته نماند که جای عطارزاده در این انتخابات خیلی خالی بود و اگر بازی اش می دادند، رقابت ها خیلی جذاب می شد.
در حوزه دشتستان یک اصلاح طلب عملگرا انتخاب شده است و امیدوارم این عملگرایی ایشان ادامه یابد و دنباله رو تندروهای دوم خردادی نباشد و امیدوارم دشتستان بهتر از گذشته شود و البته باندبازی هم نشود.
در دشتی و تنگستان باز هم سید پورفاطمی بر رقبا پیروز شد. همه می دانند که رای مردم به ایشان رای به مدعیان اصلاحات نبود بلکه رای به شخصیت سید و خانواده معظم ایشان و جد بزرگوارش بود آخر مردمان این دیار مردمی متدین و مومن هستند و البته نماینده دشتی یک اصلاح طلب اصولگرا است. یادم نمی رود که ایشان چندی پیش در مصاحبه ای با اعلام برائت از تندروها، خود را مقلد مقام عظمای ولایت معرفی کرده بود. گرچه پورفاطمی با تندروهای مجلس ششم همراه نبود و در تحصن ننگین هم شرکت نکرد و به کشور هم خیانت نکرد اما انتقادات ما به ایشان همچنان پابرجاست.
در حوزه دیر و کنگان دو اصولگرا و مستقل به فینال رسیدند. انشاالله که هر کدام منفعت بیشتری برای استان داشته باشند و هر کدام که ساده زیست تر و پاک تر است انتخاب شود و بنای جدایی عسلویه نگذارد.
مطلبی که این روزها ذهنم را مشغول کرده، عملکرد تاسف بار شورایی به نام جبهه متحد اصولگرایان در این استان بود که نتیجه ای جز بدنام کردن اصولگرایی نداشت. صادقانه بگویم این گروه کوچک که حضور برخی ها و عدم حضور خیلی ها در آن هنوز مایه تعجب و سئوال است، به هیچ وجه نماینده اصولگرایان نبود و تنها یک تابلو و چند اسم بود. نتیجه آن هم تنها ضربه به جریان اصولگرایی بود. تا کی برخی ها می خواهند با حرکات مستبدانه فرصت ها را هدر دهند. البته در به این روز رسیدن وضعیت اصولگرایان استان همه از جمله دولتی های خودرای و از خود متشکر بسته، برخی روحانیان و جمعی تازه از راه رسیده ها مقصرند، نمی دانم پاسخ آیندگان را چه خواهند داد؟ حیف... هر چند اصولگرایی بالنده تر از گذشته است اما اصولگرایان در این استان حال و روز خوشی ندارند.
نکته آخر هم اینکه عزیری اصلاح طلب، پارسال در مصاحبه ای نتیجه انتخابات امسال استان را اعلام کرده بود و حتی رای نامزدها را هم یکی یکی شمرده بود اما انگار پیشگویی ایشان اشتباه از آب در آمد و چنین نشد که ایشان فرموده بودند. پیشنهاد می کنم توضیح دهند.
انشاالله که مجلس هشتم بهتر از هفتم و در خدمت ملت باشد و به فرموده آقا راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار هموار کند و نمایندگان بوشهر در مجلس هشتم نیز برخلاف مجلس قبل دارای انسجام باشند.
این روزها که موسم تبلیغات انتخابات مجلس هشتم است، بدتر از گذشته شاهد بداخلاقی های انتخاباتی از سوی نامزدهای مختلف هستیم.
این چه رسمی است که برخی می خواهند با تخریب و تضعیف دیگران وارد مجلس شوند؟ این گونه نماینده شدن چه ارزشی دارد؟ سابق، این جور رفتارها در استانمان کم بود اما امروز متاسفانه شنیده ام که روشهای مخرب تبلیغاتی پایتخت به استان ما هم سرایت کرده است. هر چه گشتم چه در قانون و چه در شرع و حتی فرهنگ، ندیدم کسی دروغ پراکنی تبلیغاتی انتخاباتی را تایید کرده باشد. این نه اسلام است و نه به اصطلاح دموکراسی. البته از آن چیزهای زشتی است که از غرب وارد شده است.
جا افتادن رویه تخریب و توهین در میان کاندیداها و هوادارانشان به سود هیچ کسی نیست، این نه ولایتمداری است و نه خدمت. قانون جامعی هم برای جلوگیری از این کارها نیست.
آیا قرار است برخی به هر قیمتی وارد مجلس شوند ولو با ترور شخصیتی یک همشهری و هم استانی که حداقل توانسته شرایط لازم را برای ورود به مجلس کسب کند؟ این انسانیت است؟ آیا کسانی که این کارها را می کنند، دغدغه خدمت به مردم را دارند؟ ظاهرا نمی دانند که دود این تخریب ها روزی به چشم خودشان هم خواهد رفت؟ از لت و پار کردن دیگران می خواهند چه نتیجه ای بگیرند؟
متاسفانه برخی در هر میدانی قمه بدست، آماده سفره کردن دیگران هستند. رسانه ها، محافل، وسایل ارتباطی دیگر... نباید ابزار عقده گشایی عده ای خاص شوند. تاسف بارتر این است که این رفتارها به فضای اینترنت هم کشیده شده است. به جد می گویم اگر قرار باشد اقدامات هجو و تفرقه افکن برخی سایتها ادامه یابد، آینده خیلی بدتر از این خواهد بود، به دلیل آزادی بیانی که در فضای سایبر است و ممکن است برخی تازه از راه رسیده ها از آن سوءاستفاده کنند. نباید گذاشت تا آبروی برخی از افراد -که سابقه شان از سن برخی مهاجمان بیشتر است- به راحتی ریخته شود.
کاش برخی کاندیداها فقط به تبلیغ خود می پرداختند و به جای تخریب، یکدیگر را نقد عالمانه و منصفانه می کردند.
اندکی به خود بیاییم و با رعایت اخلاق سیاسی، در راه حق گام برداریم.
امروز اربعین است...
عجب روزگار تلخی است
انگار قرار است همه دنیا ماتم سرا باشد
این جملات تسکینم می دهد:
«ما باید حسیم وار بجنگیم٬ حسین وار جنگیدن یعنی مقاومت تا آخرین لحظه٬ حسین وار جنگیدن یعنی در زندگی از همه چیز دست کشیدن٬ ای کاش جان ها می داشتیم تا در راه امام حسین(ع) فدا می کردیم...» (شهید مهدی زین الدین)
«من زندگی را دوست دارم٬ ولی نه آن قدر که آلوده اش شوم و خویش را فراموش و گم کنم٬ علی وار زیستن و علی وار شهید شدن و حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم. شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظالم و شرک و الحاد می زند و خواهد زد...»(شهید حاج همت)
«راز خون در آنجاست که همه حیات به خون وابسته است اگر خون یعنی همه حیات٬ از ترک این وابستگی دشوارتر هیچ نیست٬ پس بیشترین از آن کسی است که دست به دشوارترین عمل بزند...»(شهید آوینی)
«خدایا تو مرا با زجز و شکنجه همه محرومان و مظلومان تاریخ آشنا کردی خدایا همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم... ای حیات با تو وداع می کنم...»(شهید چمران)
سلام بر حسین(ع)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|