تبليغاتX
ابرام
 
دل نوشته ها - یادداشت های یک خبرنگار
 
... بابا هم رفت

پدر، معلم و دوست نازنیم رفت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت ------ جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

قرةالعین من آن میوه دل یادش باد ------ که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ------ چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

  نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 19:58  توسط ابرام  | 

این جمله را که بارها از زبان حاج صادق آهنگران شنیده ام، ذهنم را این روزها به خود مشغول کرده است:

"گفت فحشا در کجا آمد پدید

گفتمش در کوچه های بی شهید"

نمی دانم به کجا می رویم؟

  نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:14  توسط ابرام  | 

  به گمانم یک مصداق شجاعت می تواند این باشد که کاری نیک را که دیگران انجام می دهند و ما انجام نداده ایم به صراحت تایید کنیم و همین طور اگر اشتباهی کرده ایم که دیگران نکرده اند، با شهامت آن را محکوم کنیم و عذر بخواهیم.

چند وقت قبل دیدم در یک حرکت حساب شده، هجوم بی سابقه ای از سوی دوستان دوم خردادی به معاون پشتیبانی استاندار بوشهر وارد شد. کنجکاو شدم و جست و جو کردم که چه خبر است. دیدم همه اعتراض ها به یک مصاحبه و چند جمله ایشان است که باعث از کوره در رفتن این دوستان شده است.

گرچه من سالهاست که تقریبا ارتباطی با جناب کرمی این آزادی خواه مبارز دوران دوم خرداد ندارم اما بی انصافی دیدم که بخواهم از مقابل این هجوم طراحی شده، بی خیال بگذرم ضمن اینکه تخریب و تضعیف مدیران ارشد استان را –چه اصولگرا، چه اصلاح طلب- کاری نادرست می دانم. انشاالله اشتباه دوستان سهوی بوده باشد.

نمی دانم چرا برخی از اینکه جناب کرمی گفته «دردوم خرداد آرزو داشتید در اتاق معاونین استاندار راهتان بدهند» آشفته شده اند. به نظرم که این تمثیل است و نمایانگر نوع برخورد حضرات دوم خردادی است. کاری به معنای تحت اللفظی این جمله ندارم اما واقعیت آن است که میزان تعامل و ارتباط رسانه ها در دولت عدالت با زمان دوم خردادی ها خیلی فرق کرده است. شاید آنان که تازه از راه رسیده اند ندانند اما آنها که حافظه قوی تری دارند، خوب می دانند که آن زمان وضعیت چگونه بود و اکنون چطور است. آیا یادتان رفته که معاون سیاسی استانداری بوشهر در دوم خرداد، بارها و بارها از تنها نشریه اصولگرای استان به جرم انتقاد از دولت وقت و مهاجرانی و عبداله نوری شکایت کرد؟ کدام یک از شما اعتراض کردید چه که غالبا موافق هم بودید. آیا فراموش کرده اید که استاندار دوم خردادی بوشهر برای مدت ها این استان را خارج از استان و در  بیمارستانی در پایتخت مدیریت می کرد؟ (حتی شنیده بودم که کارتابل ایشان را به تهران می بردند تا رویت کنند) از شما می پرسم میزان تعامل و ارتباط دولت نهم، با مردم و رسانه ها بیشتر است یا دولت قبلی؟ مردم و رسانه ها کدام دولتمردان را بیشتر ملاقات کرده اند؟ مصاحبه ها و تعداد کنفرانس های مطبوعاتی در کدام دولت و کدام استانداری بیشتر است؟(آنها که کار رسانه ای کرده اند خوب می دانند که یک مسئول وقتی کار می کند و حرف برای گفتن دارد بیشتر مقابل اصحاب رسانه آفتابی می شود) یادمان نرفته که عبداله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی، خبرنگار یک روزنامه اصولگرا را به جرم طرح یک سئوال از جلسه مطبوعاتی دولت اصلاحات اخراج کرد و شخص آقای سید محمد خاتمی در جواب سئوال یک خبرنگار (در مجلس- اسفند 79) در روز روشن گفت: «شب بخیر». انصافا پاسخگویی دولت نهم قابل قیاس با دولت هفتم و هشتم نیست که البته به دلیل کارآمدی آن است. شما هم خوب می دانید که در این دیار و این سیبلی که آن را نشانه رفته اید چه خبر است؟

دوستان هم استانی برای یک بار هم که شده اعتراف کنند که اهمیت مطبوعات و رسانه ها به ویژه مطبوعات منتقد در حال حاضر خیلی بیشتر شده است. در دوران زمامداری دوم خرداد عرصه برمنتقدان خیلی تنگ بود اما امروز منتقدان و مخالفان نه نقد که توهین هم می کنند و آب از آب تکان نمی خورد وحتی با مهرورزی دولت از عواید و فواید آن استفاده می برند، برای خود بروبیایی دارند و گاهی جایزه هم از دولت می گیرند. راستی این جماعت مدعی پیش از سوم تیر 84 چند بار به پارس جنوبی تشریف برده بودند؟ آیا برکات پارس جنوبی در زمان دولتداری آقای خاتمی هم به شما می رسید؟ یادتان نرود که در دولت احمدی نژاد برای اولین بار پارس جنوبی به بوشهری ها رسید. چرا نوبت به اینجا که می رسد همه روزه سکوت می گیرید؟ یک سوزن هم به خودمان بزنیم. انگار آقای معاون -که بسیاری از حضرات شاگردی اش را کرده اند- چندان هم بد و بیراه نگفته است؟ رفقا یادتان باشد که نمک خوردن و نمکدان شکستن در قاموس بوشهری جماعت نیست.

نمی دانم این چه عادتی است که بعضی ها، از رفتارهای اشتباه و زشت چند جریده تندرو پایتخت و چند کانال ماهواره ای تقلید می کنند؟ مشفقانه، به عنوان برادری کوچکتر به شما عرض می کنم که این رویه مضر است؛ هم به حال خودتان، هم استان و هم جامعه رسانه ای استان. آیندگان هم متضرر خواهند شد.

غرض نکته ابتدای عرایضم هم برای همین بود که اشتباهات خود را تصحیح و قوت های دیگران را تایید کنیم. انحصارطلبی خوب نیست، جماعتی که یک روز، نامه نوشتند و خواستار خفه شدن تنها رسانه حزب اللهی های بوشهر شدند، امروز از حرف حق یک اصولگرا برافروخته شده اند. این چه منطقی است که هر حرفی و عملی که خود بزنند و بکنند درست است و هرچه رقیب بگوید نادرست است؟ خوش به حال شما که اصولگرایان و دولت اصولگرا اهل تلافی نیستند.

آقای کرمی هم باید بداند که اصولگرایی و اصولگرا ماندن و باج ندادن هزینه دارد. این نشان کارآمدی و تاثیرگذاری است. اصولا افتخار دولت اصولگرا و خدمتگزار این است که  وامدار این و آن نیست. دیگران هم بدانند که وقتی از سوی مخالفان تشویق می شوند نشانه این است که به دروازه خودی گل زده اند و اگر برایشان سکوت کرده اند به این معناست که بازیگر موثری نیستند.

یاد امام (ره) بخیر که می فرمود: «روزنامه برای همه مردم است»

دوستان اگر کمی به فرمایشات معمار انقلاب فکر کنند درخواهند یافت که چرا بی رونق هستند.

  نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 16:0  توسط ابرام  | 

در رسانه ها خبر نطق همراه با عصبانیت اعلمی را خواندم. عجیب نبود. بالاخره اگر از این حرفها نمی زد که رد صلاحیت نمی شد. اغلب ردصلاحیتی ها این گونه اند. اما آنچه مرا بهت زده و متعجب کرد، اظهارات جناب عطارزاده نماینده اصولگرای بوشهر در مجلس هفتم در تایید نطق اعلمی بود.

با خود گفتم آقای عطارزاده شما چرا؟

شما که افتخار سال ها اصولگرایی و مقابله با دیکتاتوری دوم خردادانه را داشته اید، چرا؟ اینکه شما در این انتخابات رد صلاحیت شدید دلیلی برای حمله به نهادی مهم همچون شورای نگهبان نمی شود؟ من هم از ردصلاحیت عطارزاده ناراحت شدم اما اینکه دلیلی نمی شود که شورای نگهبان این نهاد تحت نظر ولایت را ترور کنیم؟ آیا نقش شورای نگهبان را در بزنگاه ها و در کوران حوادث فراموش کرده اید؟ این همان شورایی است که در اوج خفقان دوران اصطلاحات، مقتدرانه ایستاد و نگذاشت نظام اسلامی در دامن غرب سقوط کند و همواره نگذاشت چهره های مسئله دار زمام امور را بدست گیرند؟ این همان است که همواره نمی گذارد خلافکاران و قاچاقچی ها و عوامل بیگانه و... با زر و زور و تزویر مردم سواری کنند؟ آیا یادتان رفته که در انتخابات دوم شوراها به دلیل نبود یک نهاد نظارتی قوی همچون شورای نگهبان، مردم چه واکنشی نشان دادند و چه کم شرکت کردند؟ آیا نمی دانید که شورای نگهبان ضامن اسلامیت و جمهوریت نظام است؟

آقای عطارزاده شما چرا؟ شما که در دفاع مقدس بوده اید و یک پای خود را برای این انقلاب داده اید و برخلاف برخی مصلحت گراها آماده عملیات استشهادی بر علیه استکبار بوده اید، چرا؟ چرا باید به خاطر یک اشتباه حرف های دشمن شادکن بزنیم؟ آیا این اصولگرایی است؟ انقلاب حاصل خون شهداست، به خاطر یک دلخوری و با هر حرفی آن را تضعیف نکنیم.

و اما چرا همراهی با اعلمی؟ در شان شخصی همچون عطارزاده نیست که با فردی تندرو و وابسته به احزاب افراطی و بیگانه پرست همراه شود؟ این همان اعلمی است که بارها رئیس جمهوری محبوب و منتخب را به بدترین عبارات به استهزا گرفت و به ایشان توهین کرد؟ همگامی با لمپن ها؟ این از همان جماعتی است که آن نامه هتاکانه به ولی امر مسلمین را نوشتند و آن تحصن ننگین را کردند و هرچه از دهانشان در آمد نثار سر تا پای نظام کردند؟ و شما برادر عطارزاده، بارها در سنگر مقابله با ناتوی فرهنگی شجاعانه با آنان رویارویی کردید و به افشای ماهیت شان پرداختید و البته بارها و بارها از تصمیمات شورای نگهبان حمایت کردید.

از جمله انتقادهای جدی که من به دوم خردادی ها دارم همین ادبیات بی ادبانه برخی از سران و نویسندگان آنان به ویژه در ارتباط با رئیس جمهوری است؟ در دوران حاکمیت چپ اندیشان با وجود آنکه دولت وقت سرشار از ایراد و اشکال بود -گرچه همیشه از سوی اصولگرایان نقد می شد- اما هیچ وقت از سوی هیچ اصولگرای واقعی مورد اهانت قرار نگرفت و حتی با وجود اشتباهات فراوان اینان بعد از انتخابات سوم تیر (همچون برخی مواضع دشمن پسند آقای خاتمی و دست دادن با دختران و تحریف اندیشه های امام، تضعیف دولت، تقویت بیگانه و...) باز هم هیچگاه لحن بی ادبانه به کار برده نشده است؟ راستی مگر شما نمی گفتید مردم سالاری؟ مگر نمی گفتید حرف مردم حرف خداست؟ دانستن حق مردم است و... اکنون چرا پشت به حرف های دیروز خود کرده اید؟ چرا به انتخاب مردم تمکین نمی کنید؟

بگذریم ... هیچکس مدعی معصوم بودن و اشتباه نداشتن شورای نگهبان نیست –که گمان نمی کنم خود اعضای این شورا هم چنین نظری داشته باشند- اما انصاف نیست که به خاطر یک اقدام –به فرض اشتباه- همه این نهاد که ضامن بقای نظام است را زیر سئوال ببریم؟ تا وقتی ما را تایید می کرد خوب بود اما حالا که ما را تایید نکرده، بد شده است؟ می توانیم شورای نگهبان را نقد کنیم اما حق نداریم آن را تضعیف کنیم؟ امیدوارم آقای عطارزاده حرف های خود را تکذیب یا اصلاح کنند.

خیلی دلم می خواست در انتخابات مجلس هشتم همه مدعیان اصلاح طلبی تایید می شدند تا هم صحت تصمیم شورای نگهبان مشخص می شد و هم اعتبار دار و دسته دوم خرداد.

  نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 19:31  توسط ابرام  | 

دیروز نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بودم.

آقای خاتمی -رئیس جمهوری سابق- هم به آنجا آمد.

مردم، ایشان را هو کردند.

چرا؟

  نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 19:31  توسط ابرام  | 
 

 گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس   زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

این عکس ها را در دیدار دانشجویان با آقا در ماه مبارک رمضان پارسال، از ایشان گرفتم.

جایتان خالی افطار را هم مهمان ولی امر مسلمین بودیم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 14:36  توسط ابرام  | 

بالاخره انتخابات مجلس هشتم هم به پایان رسید. اصلا فکرش را نمی کردم مردم اینچنین به اصولگرایان اقبال مجدد نشان دهند و مدعیان اصلاحات را شکست دهند. نمی دانم این بار دوستان اصلاح طلب و اقتدارگرا چه جوابی برای حماسه ۲۴ اسفند دارند و برای این شکست سنگین چه بهانه ای خواهند آورد. بزرگان ستاد اصلاح طلبان اعلام کرده بودند که در همه حوزه ها امکان رقابت دارند و کروبی هم از نحوه برگزاری انتخابات ابراز رضایت کرده بود. مردم هم که آمدند... بگذریم، دیوار حاشا بلند است، بالاخره آقای خاتمی و دوستانش یک توجیهی می کنند. خیلی جالب است که خانم های اصولگرا با سابقه سیاسی کم، بیشتر از بزرگان دوم خردادی همچون مجید انصاری و اسحاق جهانگیری و... رای آوردند. بیچاره عارف یک چیزهایی می دانست که از اینها دل کند و انصراف داد. در رقابت نابرابری که آمریکا و اروپا و انگلیس مهمات سنگر اصلاح طلبان آمریکایی را تامین می کردند، نتیجه آن نشد که بیگانگان می خواستند. این آخر و عاقبت پشت کردن به اندیشه های امام، ارزش های انقلاب و باورها و اعتقادات ملت است. مردم یاران همراه آقای عزیز!!! را ضایع کردند. چرا؟ ...خدا کند که عزیز اصلی در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا شود تا معلوم شود...

در استان هم وضعیت خوب بود. در حوزه انتخابیه بوشهر به عنوان مهمترین حوزه استان یک اصولگرای زیرک به مجلس راه یافت. آقای میگلی نژاد فردی بسیجی و ارزشی و البته پر رمز و راز و چند لایه است. ایشان در انتخابات ریاست جمهوری همراه احمدی نژاد بود و حتی هنگام سفر دکتر به بوشهر در ایام تبلیغات، به پیشواز ایشان در فرودگاه رفت. بسیاری از اصولگرایان بوشهر نیز ایشان را برگزیده بودند. میگلی با تجربه ای که دارد می تواند نماینده موفقی شود. ناگفته نماند که جای عطارزاده در این انتخابات خیلی خالی بود و اگر بازی اش می دادند، رقابت ها خیلی جذاب می شد.

در حوزه دشتستان یک اصلاح طلب عملگرا انتخاب شده است و امیدوارم این عملگرایی ایشان ادامه یابد و دنباله رو تندروهای دوم خردادی نباشد و امیدوارم دشتستان بهتر از گذشته شود و البته باندبازی هم نشود.

در دشتی و تنگستان باز هم سید پورفاطمی بر رقبا پیروز شد. همه می دانند که رای مردم به ایشان رای به مدعیان اصلاحات نبود بلکه رای به شخصیت سید و خانواده معظم ایشان و جد بزرگوارش بود آخر مردمان این دیار مردمی متدین و مومن هستند و البته نماینده دشتی یک اصلاح طلب اصولگرا است. یادم نمی رود که ایشان چندی پیش در مصاحبه ای با اعلام برائت از تندروها، خود را مقلد مقام عظمای ولایت معرفی کرده بود. گرچه پورفاطمی با تندروهای مجلس ششم همراه نبود و در تحصن ننگین هم شرکت نکرد و به کشور هم خیانت نکرد اما انتقادات ما به ایشان همچنان پابرجاست.

در حوزه دیر و کنگان دو اصولگرا و مستقل به فینال رسیدند. انشاالله که هر کدام منفعت بیشتری برای استان داشته باشند و هر کدام که ساده زیست تر و پاک تر است انتخاب شود و بنای جدایی عسلویه نگذارد.

مطلبی که این روزها ذهنم را مشغول کرده، عملکرد تاسف بار شورایی به نام جبهه متحد اصولگرایان در این استان بود که نتیجه ای جز بدنام کردن اصولگرایی نداشت. صادقانه بگویم این گروه کوچک که حضور برخی ها و عدم حضور خیلی ها در آن هنوز مایه تعجب و سئوال است، به هیچ وجه نماینده اصولگرایان نبود و تنها یک تابلو و چند اسم بود. نتیجه آن هم تنها ضربه به جریان اصولگرایی بود. تا کی برخی ها می خواهند با حرکات مستبدانه فرصت ها را هدر دهند. البته در به این روز رسیدن وضعیت اصولگرایان استان همه از جمله دولتی های خودرای و از خود متشکر بسته، برخی روحانیان و جمعی تازه از راه رسیده ها مقصرند، نمی دانم پاسخ آیندگان را چه خواهند داد؟ حیف... هر چند اصولگرایی بالنده تر از گذشته است اما اصولگرایان در این استان حال و روز خوشی ندارند.

نکته آخر هم اینکه عزیری اصلاح طلب، پارسال در مصاحبه ای نتیجه انتخابات امسال استان را اعلام کرده بود و حتی رای نامزدها را هم یکی یکی شمرده بود اما انگار پیشگویی ایشان اشتباه از آب در آمد و چنین نشد که ایشان فرموده بودند. پیشنهاد می کنم توضیح دهند.

انشاالله که مجلس هشتم بهتر از هفتم و در خدمت ملت باشد و به فرموده آقا راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار هموار کند و نمایندگان بوشهر در مجلس هشتم نیز برخلاف مجلس قبل دارای انسجام باشند.

  نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 23:31  توسط ابرام  | 

این روزها که موسم تبلیغات انتخابات مجلس هشتم است، بدتر از گذشته شاهد بداخلاقی های انتخاباتی از سوی نامزدهای مختلف هستیم.

 

این چه رسمی است که برخی می خواهند با تخریب و تضعیف دیگران وارد مجلس شوند؟ این گونه نماینده شدن چه ارزشی دارد؟ سابق، این جور رفتارها در استانمان کم بود اما امروز متاسفانه شنیده ام که روشهای مخرب تبلیغاتی پایتخت به استان ما هم سرایت کرده است. هر چه گشتم چه در قانون و چه در شرع و حتی فرهنگ، ندیدم کسی دروغ پراکنی تبلیغاتی انتخاباتی را تایید کرده باشد. این نه اسلام است و نه به اصطلاح دموکراسی. البته از آن چیزهای زشتی است که از غرب وارد شده است.

 

جا افتادن رویه تخریب و توهین در میان کاندیداها و هوادارانشان به سود هیچ کسی نیست، این نه ولایتمداری است و نه خدمت. قانون جامعی هم برای جلوگیری از این کارها نیست.

 

آیا قرار است برخی به هر قیمتی وارد مجلس شوند ولو با ترور شخصیتی یک همشهری و هم استانی که حداقل توانسته شرایط لازم را برای ورود به مجلس کسب کند؟ این انسانیت است؟ آیا کسانی که این کارها را می کنند، دغدغه خدمت به مردم را دارند؟ ظاهرا نمی دانند که دود این تخریب ها روزی به چشم خودشان هم خواهد رفت؟ از لت و پار کردن دیگران می خواهند چه نتیجه ای بگیرند؟

 

متاسفانه برخی در هر میدانی قمه بدست، آماده سفره کردن دیگران هستند. رسانه ها، محافل، وسایل ارتباطی دیگر... نباید ابزار عقده گشایی عده ای خاص شوند. تاسف بارتر این است که این رفتارها به فضای اینترنت هم کشیده شده است. به جد می گویم اگر قرار باشد اقدامات هجو و تفرقه افکن برخی سایتها ادامه یابد، آینده خیلی بدتر از این خواهد بود، به دلیل آزادی بیانی که در فضای سایبر است و ممکن است برخی تازه از راه رسیده ها از آن سوءاستفاده کنند. نباید گذاشت تا آبروی برخی از افراد -که سابقه شان از سن برخی مهاجمان بیشتر است- به راحتی ریخته شود.

 

کاش برخی کاندیداها فقط به تبلیغ خود می پرداختند و به جای تخریب، یکدیگر را نقد عالمانه و منصفانه می کردند.

اندکی به خود بیاییم و با رعایت اخلاق سیاسی، در راه حق گام برداریم.

  نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 17:51  توسط ابرام  | 

امروز اربعین است...

عجب روزگار تلخی است

انگار قرار است همه دنیا ماتم سرا باشد

این جملات تسکینم می دهد:

«ما باید حسیم وار بجنگیم٬ حسین وار جنگیدن یعنی مقاومت تا آخرین لحظه٬ حسین وار جنگیدن یعنی در زندگی از همه چیز دست کشیدن٬ ای کاش جان ها می داشتیم تا در راه امام حسین(ع) فدا می کردیم...» (شهید مهدی زین الدین)

«من زندگی را دوست دارم٬ ولی نه آن قدر که آلوده اش شوم و خویش را فراموش و گم کنم٬ علی وار زیستن و علی وار شهید شدن و حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم. شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظالم و شرک و الحاد می زند و خواهد زد...»(شهید حاج همت)

«راز خون در آنجاست که همه حیات به خون وابسته است اگر خون یعنی همه حیات٬ از ترک این وابستگی دشوارتر هیچ نیست٬ پس بیشترین از آن کسی است که دست به دشوارترین عمل بزند...»(شهید آوینی)

«خدایا تو مرا با زجز و شکنجه همه محرومان و مظلومان تاریخ آشنا کردی خدایا همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم... ای حیات با تو وداع می کنم...»(شهید چمران)

سلام بر حسین(ع)

  نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 12:8  توسط ابرام  | 

این روزها عرصه سیاسی استان به محلی برای مچ گیری و بزن بزن های سیاسی میان دو طیف اصولگرا تبدیل شده است. اخبار خوشی از بوشهر به گوش نمی رسد. آن طور که رسانه ها و سایت ها می نویسند و برخی دوستان می گویند به نام اصولگرایی، خصمانه به جان هم افتاده اند و خلاصه انگار که هر کس با دشمن دیرین خود تسویه حساب می کند.

کاری به اینکه دو طرف چه می گویند و کدام در نهایت بازی را خواهند برد ندارم، آنچه باعث نگرانی حقیر و شاید بسیاری از دوستان اصولگرا شده است، رسانه ای شدن این اختلافات و کشاندن آن به عرصه اجتماعی است.

آیا دوستان هیچ فکر کرده اند که مردم با دیدن این صحنه ها چه فکر خواهند کرد؟ آیا به شما نمره 20 می دهند؟ برخی از ایشان فراموش کرده اند که دشمنانی مهمتر از مخالفان اصولگرای خود دارند و بعضی هم یادشان رفته که انتخابات حساس مجلس هشتم در پیش است و اصلاح طلبان آمریکایی و انگلیسی برای آن برنامه ها دارند؟ راستی اگر مجلس بدست نااهلان افتاد چه کسی پاسخگوست؟ آیا اگر احمدی نژاد در مجلس تنها بماند باز هم شاهد این دعواها خواهیم بود؟ به گمانم کارهای مهمتری و دشمنان بزرگتری هم هست که فعلا می توانیم و باید به آن بپردازیم. همان ها که در این دوساله از هر ناسزایی برای تخریب اصولگرایی و تضعیف دولت دریغ نکردند! همان ها که ... حکایتی مفصل دارند.

به کجا می رویم بعضی وقت ها تکلیفمان را هم فراموش می کنیم؛ فراموش می کنیم که آقا امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی گذاشته اند؟ آیا این رفتارها در راستای دستور شخصی است که ادعای ولایت مداری اش را داریم؟ باید با جان و دل بگوییم «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» ...

با این وضعیت و این دعواها آینده برای اصولگرایان استانی سخت خواهد بود، کمی با خود تامل کنیم که آیا این کاری که می کنیم بهترین کار است؟ اینجا هم دوم خردادی ها مقصرند؟ براستی کی قرار است این ماجرای کشدار تمام شود؟ همه خسته شده اند؟ کاش بزرگان و علمای اصولگرای استان دخالت می کردند. 

باید اصولگرا جماعت هوشیار باشد که سود این دعواها به جیب رقبایی می رود که برای مجلس هفتم حسابی دندان تیز کرده اند و این روزها جانب یکی از این دو طرف را می گیرند و ذوق زده آنان را به ادامه دعوا تشویق می کنند؟ ما که آنها را به بی اخلاقی متهم می کنیم آیا نباید خود اخلاق داشته باشیم؟ فکرش را کرده اید که اگر این وقت هایی که برای درگیری و خنثی کردن یکدیگر صرف شده برای توسعه استان و خدمت به مردم گذاشته شده بود امروز استان در کجا قرار داشت؟ اگر همه توان دوستان صرف خدمت شده بود امروز حتی برای انتخابات احتیاج به تبلیغات هم نبود. برخی یادشان رفته که دولت دولت عدالت و دولت احمدی نژاد است که با سرعت فوق العاده در حال خدمت است و این بهترین فرصت برای سازندگی بوشهر است که شاید تکرار نشود.

شاید نشود نتیجه انتخابات آتی مجلس را پیش بینی کرد اما اگر اصولگرایان استان در این انتخابات پیروز نشدند بی شک دلیل اول آن جنگ هایی است که امروز در این جبهه مشاهده می شود.

پس حواسمان باشد؛ مبادا فاجعه به وجود آید.

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 16:44  توسط ابرام  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM